|
سایت حقوق ایران از آدرس های زیر قابل دسترسی است http://www.irbar.com http://www.irbar.ir http://www.irbar.asia http://www.iranbar.asia |
| جستجوی مقالات حقوقی |
|---|
مقالات راجع به وکالت و قضات
مقالات راجع به وکالت
تاريخ شکل گيري کانون وکلاي دادگستري | تاريخ شکل گيري کانون وکلاي دادگستري |
|
|
| نویسنده روزنامه مردمسالاری - سيدعلي هاشمي | ||
| ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ | ||
|
در اعلاميه کنگره بين المللي حقوقدانان دهم ژانويه 1961 آمده است: «متهم بايد در تمام مدت تحقيقات بتواند با وکيل خود مشورت نمايد و به داشتن چنين حقي از طرف مامور تحقيق مستحضر گردد. مامور تحقيق بايد بي طرفانه تمام پرونده را در اختيار متهم و وکيلش قرار دهد، اگر دلايلي بدون رعايت اين اصول جمع آوري شود، نمي توان آنها را عليه متهم مورد سو»استفاده قرار داد.»
آئين دادرسي کيفري همچنان که جامعه را در برابر جرم ارتکابي حمايت مي کند از متهم به ارتکاب جرم نيز در جهت احراز واقع و تشخيص گناهکار از بي گناه حمايت مي کند. اهميت مصونيت و امنيت حقوقي متهم تا جايي مورد عنايت است که اين جمله معروف زبانزد حقوقدانان است که: «بهتر است صد گناهکار بي کيفر بمانند اما يک بي گناه مجازات نشود.» ماده 128 قانون آيين دادرسي کيفري در اين باره مي گويد: «متهم مي تواند يک نفر وکيل همراه خود داشته باشد. وکيل متهم مي تواند بدون مداخله در امر تحقيق، پس از خاتمه تحقيقات مطالبي را که براي کشف حقيقت و دفاع از متهم يا اجراي قوانين لازم بداند به قاضي اعلام کند.» تبصره اين ماده استثنائي بر حکم اين ماده وارد کرده و مي گويد: «در مواردي که موضوع جنبه محرمانه دارد يا باشد، حضور غيرمتهم به تشخيص قاضي موجب فساد شود و همچنين جرائم عليه امنيت کشور باشد حضور وکيل در مرحله تحقيق با اجازه دادگاه خواهد بود.»
از آنجا که دادخواهي براي اکثر افراد، به عللي از قبيل بي اطلاعي از مقررات يا نداشتن قدرت بيان مشکل بود، معمولا براي رفع اين مشکل به يکي از معتمدين خود که آشنا با قوانين و قواعد دادگاه ها و داراي حسن بيان و قدرت استدلال بود مراجعه مي کردند، تا به جاي آنان و براي آنها دادخواهي کند، به تدريج اين افراد حرفه اي در دفاع از دعاوي جهت حمايت و تدوين حقوق خويش و ايجاد ضوابط و مقررات براي ورود به اين حرفه مجامعي تشکيل دادند که به «کانون وکلاي دادگستري» شهرت يافت. حال به بررسي کانون وکلاي ايران و فرانسه مي پردازيم: يکي از حقوقدانان و وکلاي فرانسوي در کتاب خود، درباره سابقه تاريخي سازمان وکلا و نظم وکالتي مي گويد: «سازمان وکلا نظام وکالتي از زمان هاي قديم سرچشمه مي گيرد و به حقوق رم مي پيوندد. چنانکه کلمه نظام وکالتي در يک فرمان دوره امپراطوري ژوستن به کار رفته است.» اولين بار در زمان سلطنت سن لوئي پادشاه فرانسه در سال 1270 ميلادي مصوباتي که از حقوق رم الهام گرفته بود براي وکلاي مدافع اجرا شد. يکي از فصول آن مربوط به چگونگي حضور وکلاي مدافع در دعوي بود. بدين ترتيب نخستين سنگ بناي جامعه صنفي وکلا و نظم و سامان در کار وکالت در فرانسه نهاده شد. پس از آن نيز در سال 1274 در مورد نظارت بر کار وکلا و قواعد وکالت فرماني صادر شد. اين نظام ها مقرر مي کرد: «وکيل مدافع بايد جهت دفاع، از راه هاي قانون استفاده کرده، پيش از هر چيزي درستي آن را در نظر بگيرد. مطالب موکل را کامل بازگو کند به طوري که ذکر آنها، چه در حضور و چه در غياب موکل تفاوتي نکند و توسط او تکذيب نشود ناسزا نگويد و سخنان درشت به کار نبرد و رفتار خشن نداشته باشد. با موکل خود به شيوه تاجر مابانه برخورد نکند و خود را سهمي در محکوم به (مال مورد نزاع) نکند. سوگند ياد کند که تمام امور محوله را با صداقت، امانت، مواظبت و دلسوزي و وفاداري انجام دهد. مرافعاتي را که به نظرش درست نمي آيد قبول نکند و از قبول آن دسته از دعاوي که در وراي آنها اعمال ناشايست پنهان است خودداري کند.» فرمان 1274 موضوع حق الوکاله را نيز براساس اهميت دعوي و لياقت و مهارت وکيل تثبيت مي کرد. بدين ترتيب مقرراتي براي وکالت و سوگند نامه وکالتي برقرار شد. وکلا ، صنف خاصي را تشکيل دادند. پس از آن بود که احترام وکلا دو چندان شد و در مراسمات و تشريفات رسمي، وکلا همواره در صف مقدم حضور داشتند. به تدريج وضع و تعيين مقررات مربوط به امر وکالت و نظامات حرفه اي از دست دولت و پارلمان خارج شد و توسط خود وکلا که مجامع مستقلي را ايجاد کرده بودند انجام شد. اما اين سير رو به رشد ديري نپاييد و با قدرت گرفتن ناپلئون بناپارت و بر اثر استبداد وي که از ايشان در دل داشت محدوديت هاي شديدي را براي شغل وکالت ايجاد کرد و کانون وکلا تعطيل شد. يکي از دلا يل مخالفت ناپلئون با وکلا اين بود که در اجتماع، فقط 3 نفر به امپراطوري وي راي مثبت دادند. نقل شده است که ناپلئون بارها مي گفت: «من مي خواهم زبان هر وکيلي که عليه حکومت به کار مي رود، بريده شود!» اما سرانجام وکلا توانستند در سال 1810 مقررات پيشنهادي خود را به گوش امپراطور برسانند و کانون وکلا را احيا کنند، بالاخره لا يحه قانوني 1920، اختيارات تامه و استقلا ل کامل کانون وکلا ي فرانسه را به رسميت شناخت، اين قانون از جهت اهميت قانون اصلي به شمار مي رود. سابقه کانون وکلا ي ارکان کانون ارکان کانون عبارتند از: دادسرا و دادگاه هاي دادسراي انتظامي وکلا از يک دادستان و يک معاون اول و چند داديار که از طرف هيات مديره از بين وکلا ي پايه يک انتخاب مي شوند، تشکيل مي شود، دادگاه انتظامي نيز از 3 نفر وکيل درجه 1 براي مدت 2 سال که از طرف هيات مديره انتخاب مي شوند که با تشريفاتي که در آيين نامه قانون استقلا ل وکلا ذکر شده است به تخلفات وکلا رسيدگي کرده و احکام محکوميت يا برائت صادر مي نمايند.
|
||
| <قبل | بعد> |
|---|
| به روزرسانی |
|---|
| سایتهای مفید |
|---|
| امروز | 67 |
| دیروز | 220 |
| هفته | 67 |
| ماه | 287 |
| تبلیغات حمایتی سایت |
|---|
|
|
| تبلیغات حمایتی سایت |
|---|
|
|