جستجوی مقالات حقوقی
در حال بازدید از: صفحه اصلي arrow حقوق بشر arrow بررسي برخي از روشهاي آموزش حقوق بشر
بررسي برخي از روشهاي آموزش حقوق بشر چاپ ارسال به دوست
رای کاربران: / 0
ضعیفعالی 
نویسنده فريبا نواب دانشمند   
۰۵ خرداد ۱۳۸۷
چكيده

هزاره سوم ميلادي در شرايطي آغاز شده است كه جامعه جهاني همچنان باچالش‌هايي جدي در زمينه دستيابي به صلح و امنيت بين‌المللي رو به رو است. موارد متعدد نقض حقوق بشر موجب شده است كه دولتهاي جهان به فكر يافتن راه‌حلي به‌منظور جلوگيري از وقوع چنين پيشامدهايي باشند.

ماده ۵۵ منشور سازمان ملل متحد احترام به حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي را مبناي تحقق صلح و امنيت در جهان معرفي مي‌كند. يكي از بهترين راههاي ترويج حقوق بشر و احترام به آزادي‌هاي اساسي، دروني ساختن و نهادينه كردن ارزشها و اصول حقوق بشر است كه به‌منظور تحقق يافتن آن آموزش حقوق بشر ضروري مي‌باشد و براي موثرتر ساختن اين آموزش‌ها نيازمند شناخت و بررسي شيوه‌ها و روش‌هاي آموزشي هستيم كه بتواند ما را در رسيدن به اين هدف ياري رساند.

اين مقاله در نظر دارد به بررسي فرايند آموزش حقوق بشر و روش‌هاي آموزشي نويني كه در اين زمينه توصيه شده است بپردازد.


واژگان كليدي

حقوق بشر، آموزش، آموزش حقوق بشر، روش، آموزش رسمي، آموزش غيررسمي، فراگير، مقطع تحصيلي.



مقدمه

از سال ۱۹۴۵ (زمان تاسيس سازمان ملل متحد) ترويج و حمايت ازحقوق بشر يكي از مهمترين نگراني‌ها و زمينه‌هاي اصلي كار سازمان ملل متحد بوده است. بر همين اساس است كه سازمان ملل متحد آموزش حقوق بشر را يكي از حقوق اساسي بشر دانسته و آن را وسيله مهمي جهت ترويج حقوق بشر مي‌داند.

هدف از آموزش حقوق بشر، تعليم مهارتها، ارائه اطلاعات علمي و شكل دادن به رفتارهايي است كه باعث پيشبرد فرهنگ حقوق بشر مي‌شود.

در كنفرانس ۱۹۹۳ وين، آموزش حقوق بشر، تعليم و آگاهي دادن در اين زمينه براي تقويت تفاهم مشترك، بردباري و صلح بين جوامع ضروري دانسته شده است.[۱]

با توجه به اهميت آموزش در رعايت حقوق بشر، سازمان ملل متحد سالهاي ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴ را دهه آموزش حقوق بشر اعلام كرد، تا از اين‌طريق موجب افزايش آگاهي جهاني از حقوق بشر و تقويت فرهنگ جهاني حقوق بشر شود.[۲] سپس سازمان ملل در جهت ياري رساندن به اين امر « برنامه اقدام دهه آموزش حقوق بشر» را تصويب نمود.

به همين مناسبت فعاليت‌هاي بسياري در كشورهاي مختلف انجام شد كه دستاوردهاي مهمي به‌همراه آورد. از جمله آنكه در حدود سي كشور اقدام به اصلاح برنامه درسي مدارس كرده يا اقدامات ديگري در جهت ترويج آموزش حقوق بشر به‌عمل آورند.

آنچه مسلم است آنكه به‌منظور تحقق يافتن حق آموزش حقوق بشر علاوه بر تصويب اسناد و همكاري سازمان‌هاي مختلف نيازمند تدوين برنامه‌ها و راهكارها و همچنين روشهايي هستيم كه در غالب آن روش‌ها بتوان آموزش حقوق بشر را ارائه نمود.

جريان آموزش حقوق بشر به مانند هر فرايند آموزشي ديگري از عناصر و اجزايي تشكيل يافته است كه آگاهي و توجه نسبت به اين عناصر مي‌تواند به اجراي موثرتر آموزش حقوق بشر كمك كند. همچنين گروههاي سني مختلف و اقشار متفاوت جامعه داراي ويژگي‌هاي گوناگوني هستندكه اين خصوصيت‌ها بايد مورد نظر قرار گيرند. توجه به بافت فرهنگي، سياسي و نيازهاي مردمان هر منطقه داراي اهميت اساسي است، زيرا آموزشي موثر و موفق است كه با نيازهاي زندگي واقعي افراد منطبق بوده و منجر به توانمند ساختن اشخاص شود. آموزش حقوق بشر بايد قابليت تغيير و تحول در زندگي افراد را داشته باشد به همين منظور توصيه مي‌شود كه از روش‌هاي آموزشي مشاركتي و فراگير ـ محور كه در آنها فراگيران نقش اصلي را در جريان يادگيري ايفا مي‌كنند استفاده شود. تحقيقات نشان داده‌اند كه روش‌هاي آموزشي موفق، شيوه‌هايي هستند كه در آنها فرايند يادگيري از طريق پيگيري فعال دانش و نه دريافت منفعل آن تسريع مي‌شود و آن روش‌ها به توسعه مهارت‌هاي تفكر و استدلال پيشرفته كمك مي‌كنند.

اين مقاله در نظر دارد به‌طور اختصار آموزش حقوق بشر را به‌عنوان يك فرايند آموزشي مورد توجه قرار دهد و برخي از روش‌هاي آموزشي را كه در اين زمينه مي‌تواند موثرتر واقع شوند بررسي نمايد.



بخش نخست

آموزش حقوق بشر



الف ـ مفهوم و اهداف آموزش حقوق بشر

واژه انگليسي Education (آموزش و پرورش ـ تعليم و تربيت) در اصل به معناي رهبري كردن يا به بار رسانيدن است. اگر نتايج ذهني جريان آموزش و پرورش را در نظر بگيريم، مي‌توانيم بگوييم كه آموزش و پرورش فعاليتي است كه به ذهن انسان شكل و نظام مي‌بخشد و آن را موافق موازين اجتماعي در مي‌آورد.[۳] يونسكو آموزش را چنين تعريف مي‌كند:

آموزش و پرورش عبارت است از تمام كنش‌ها و اثرات و راه‌ها و روش‌هايي كه براي رشد و تكامل توانايي‌هاي مغزي، معرفتي و همچنين مهارتها، نگرش‌ها و رفتار انسان به‌كار مي‌روند؛ البته به طريقي كه شخصيت انسان را تا ممكن‌ترين حد آن تعالي بخشد و يكي از ارزش‌هاي مثبت جامعه‌اي كه در آن زيست مي‌كند باشد.

در وجه محدودتر، اصطلاح آموزش و پرورش يا تعليم و تربيت، به‌عنوان وسيله‌اي استفاده مي‌شود كه متوجه هر نوع فعاليتهايي باشد كه هدفشان انتقال معارف نظري و عملي، بويژه توسط وسايل منظم (سيستماتيك) است.[۴]

آموزش حقوق بشر را نمي‌توان به روش خاصي محدود و منحصر نمود، بلكه هر پديده و امكاناتي كه بتواند به ترويج رعايت حقوق بشر و ارزش‌هاي انساني توجه كند حتي اگر با چنين عنواني شناخته نشود، آموزش حقوق بشر محسوب مي‌شود. در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ تلاش‌ها براي تعريف كردن آموزش حقوق بشر (HRE) به فراگيري شناختي نوجوانان و جوانان در فضاي مدارس رسمي تاكيد داشت و به اين ترتيب به آموزش بزرگسالاني كه مدرسه را به پايان رسانده بودند و يا هرگز فرصت حضور يافتن در مدرسه را نداشتند، توجهي نمي‌شد.

اما رشد فعاليت‌هاي حقوق بشري در دهه‌هاي ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ با خود رشد شناسايي توان بالقوه قالب حقوق بشر براي تغيير اجتماعي و اهميت آگاهي‌هاي حقوق بشري براي همه بخش‌هاي جامعه را به ارمغان آورد.[۵]

سازمان عفو بين‌الملل، آموزش حقوق بشر را به‌عنوان برنامه‌اي كه به‌منظور فراهم كردن دانش و درك در مورد حقوق بشر و تلاشي براي معرفي ارزش‌هاي حقوق بشري در برنامه‌ها و آموزش‌هاي رسمي و غير رسمي است تعريف مي‌كند.[۶]

و نيز مي‌توان گفت، آموزش حقوق بشر، مجموعه‌اي از آموزش‌ها در جهات زير است:

الف ـ ايجاد آگاهي در خصوص ارزش‌هاي مربوط به حقوق بشر؛

ب ـ توسعه و تقويت رعايت حقوق بشر از طريق آموزش و پرورش؛

ج ـ آشنايي با ساز و كارهاي تضميني جهت برخورد و مقابله با موارد نقض حقوق بشر و التزام و اجبار به رعايت آن.[۷]

بنابراين، نمي‌توان آن را به معرفي ساده محتواي حقوق بشر در يك برنامه سنگين درسي تنزل داد. بلكه مي‌بايد محدوده وسيعي از فرايندهاي يادگيري و فعاليت‌هايي را شامل شود كه كودكان و بزرگسالان را قادر مي‌سازد كه به‌صورت انفرادي و يا جمعي شخصيت خود را در اجتماع پرورش دهند.

آموزش حقوق بشر شامل يادگيري و تمرين حقوق بشر است. به اين معنا كه حقوق بشر در تمام سطوح نظام آموزشي اجرا مي‌شود و از طريق انتقال محتوا و نيز تجربه كردن، آموزش داده مي‌شود.[۸]

به‌طور كلي مي‌توان گفت آموزش حقوق بشر ناظر به سه حوزه اصلي است:

۱ـ آموزش‌هايي كه سطح « دانش» مخاطبان را در‌خصوص حقوق بشر ارتقا مي‌دهند. براي مثال؛ آموزش‌هاي كه به معرفي اسناد حقوق بشر، تحولات تاريخي مربوط به حقوق بشر،... مي‌پردازد (حيطه شناختي)؛*

۲ـ آموزش‌هايي كه شناسايي و معرفي ايستارها و « نگرش‌هاي» حقوق بشري يا مغاير با حقوق بشر را هدف قرار داده‌اند، از جمله توجه دادن افراد به مسئله شان و كرامت انسان، برابري انسانها و... كه مي‌تواند افراد را براي مشاركت فعال در جامعه آماده سازد (حيطه عاطفي)؛*

۳ـ آموزش‌هايي كه « مهارت هاي» حقوق بشري مخاطبان را افزايش مي‌دهد و آنها را در احقاق حقوق خويش و بازداشتن از نقض حقوق‌شان توانا مي‌سازد، از جمله مهارت‌هاي مربوط به حل مسئله، همكاري و... (حيطه رواني ـ حركتي)**.[۹]

در زمينه ضرورت و اهداف آموزش حقوق بشر بايد گفت:

دليل وجودي هر سيستم آموزشي، تحقق بخشيدن به هدفهاي آن نظام است[۱۰] و اسناد بين‌المللي حقوق بشرنيز اهداف اميد‌بخشي را براي آموزش حقوق بشر مقرر مي‌كند، براي مثال كنگره بين‌المللي آموزش حقوق بشر وين ۱۹۷۸ اهداف آموزش حقوق بشر را چنين اعلام كرد: «تشويق برخوردهاي مبتني بر دگرپذيري، احترام و همبستگي، به دست آوردن شناخت و اطلاعات در مورد حقوق بشر و آگاه ساختن افراد از راهها و وسايلي كه به ياري آنها حقوق بشر را مي‌توان به واقعيت اجتماعي و سياسي بدل كرد».[۱۱]

همچنين قطعنامه ۱۸۴/۴۹ مجمع عمومي، هدف از آموزش و پرورش را رسيدن به هدف‌هاي زير مي‌داند:

الف ـ تقويت رعايت حقوق بشر و آزادي‌هاي اساسي؛

ب ـ شكوفايي همه جانبه شخصيت انسانها و مفهوم حيثيت و كرامت شخصي آنان؛

ج ـ ارتقاي حسن تفاهم، دگرپذيري، برابري ميان مردان و زنان و دوستي بين تمام كشورها، افراد بومي و گروههاي نژادي، ملي، قومي، ديني و زباني؛

د ـ بهره‌مندي تمام افراد از وسايل ضروري براي مشاركت حقيقي در جامعه‌اي آزاد؛

هـ ـ پيشبرد و گسترش فعاليت‌هاي ملل متحد در راه حفظ صلح.[۱۲]

بعضي از مربيان و صاحب‌نظران بر اهداف شناختي آموزش حقوق بشر تاكيد بيشتري دارند و برخي ديگر بر ادغام و همبستگي فراگيري‌هاي شناختي و عاطفي اصرار بيشتري دارند.

اما آنچه مسلم است اين مي‌باشد كه هدف نهايي از آموزش حقوق بشر توانمند ساختن افراد است و توانمند‌سازي « فرايندي است كه كنترل و تسلط مردم و يا اجتماعات را بر زندگي و تصميمات موثر بر زندگي خودشان افزايش مي‌دهد».[۱۳]



ب‌ـ اجزاي سازنده آموزش حقوق بشر

هر تجربه آموزشي از اجزاي سازنده‌اي تشكيل مي‌شود كه به‌طور ويژه در مورد آموزش حقوق بشر هم كه آموزش و عمل را به هم پيوند مي‌دهد موثر مي‌باشند. يك فعاليت آموزشي مي‌تواند چندين بخش از اين عناصر را تقويت كند. اين عناصر به مربيان و فعالان حقوق بشر در طراحي و سازمان دادن محتواي آموزشي و اتخاذ استراتژي‌هايي كه منجر به يك فراگيري هدفمند و تحقق نتيجه عملي شودكمك مي‌كند.

هنگامي‌كه اين اجزاي سازنده با هم مورد استفاده واقع مي‌شود، كمك بسيار مهمي در جهت موثرتر ساختن آموزش‌ها مي‌نمايد. هنگامي‌كه افراد دانش، مهارت، تعهد و تجربه را توامان كسب مي‌نمايند و زماني كه يادگيري مشتمل بر دانش، عمل و تفكر (انعكاس)* شود، فرآيند آموزش بدرستي انجام يافته است.

دو نكته در مورد عناصر سازنده آموزش حقوق بشر وجود دارد: اولاً اين عناصر وسيله هستند و مانند هر وسيله ديگري آموزگاران بايد به‌طور انتخابي و در مورد معقول از آنها استفاده كنند و نبايد مدل را به‌طور مطلق بپذيرند و يا رد كنند؛ ثانياً اين اجزاي سازنده به‌طور متوالي (به ترتيب) و مستقل از يكديگر نيستند.



۱ـ جزء سازنده اول: تفكر**

اين بخش به پاسخگويي اين سوال مي‌پردازد كه فراگيران چه دانش‌ها و اطلاعاتي را بايد درك نمايند و چه توانايي‌هاي جديد فكري بايد به دست آورند؟ هدف اين جزء سازنده آموزش حقوق بشر ايجاد دانش و فهم در فراگيران است.



چگونه مي‌توان از اين جزء سازنده استفاده كرد؟

۱ـ۱ـ توجه به دانش و تجارت فراگيران در زمينه حقوق بشر در بدو آموزش

توصيه مي‌شود كه مربي ابتدا سابقه و سرگذشتي شخصي از هر يك از فراگيران به دست آورد. زيرا آموزش حقوق بشر به دانش هر يك از فراگيران و معلم هر دو وابسته است. تجارب و دركي كه هر يك از فراگيران حقوق بشر داشته‌اند در فرايند آموزش حقوق بشر داراي اهميت است.

همچنين فراگيران بايد بتوانند بين مفاهيم حقوق بشر و زندگي و تجارب خودشان پيوند برقرار نمايند. تنها در اين صورت است كه فرايند آموزش حقوق بشر بدرستي مي‌تواند تحقق يابد.



۱ـ۲ـ ايجاد درك مشترك از تاريخچه و مفاهيم اساسي حقوق بشر

كسب برخي اطلاعات در مورد حقوق بشر بسيار مهم است و همه فراگيران بايد از آنها مطلع باشند. مثلاً آگاهي از اعلاميه جهاني حقوق بشر، تاريخچه حقوق بشر بين‌الملل، سازمان‌هاي منطقه‌اي، ملي و بين‌المللي حقوق بشر نمونه مطالبي هستند كه فراگيران بايد در جريان آنها قرار گيرند.



۱ـ۳ـ پايه‌گذاري دانش مورد نياز براي فراگيري‌هاي آينده

دانشي كه در طول يك دوره آموزش حقوق بشر ارائه مي‌شود بايد نقطه شروعي باشد كه افراد را براي برداشتن گامهاي بعدي توسط انتقال مهارت‌هاي تحقيق، ارائه كردن مستندات، مطالعه منابع مفيد و توانايي طرح كردن پرسش در وضعيت حقوق بشري آماده كند. همچنين اين دانش مي‌تواند بنيادي براي مهارتهاي عملي آموخته شده در ساير بخش‌هاي آموزش حقوق بشر شود.



۱ـ۴‌ـ اجازه دادن فرصت‌هاي انتقادي براي تامل

مرور، تجزيه و تحليل و تامل در مورد دانش و تجربه آموزشي كه آنها كسب كرده‌اند به فراگيران اجازه مي‌دهد بتوانند در مورد حقوق بشر فكر كنند، آن را دروني كنند و عكس‌العمل نشان دهند.

مربيان حقوق بشر مي‌توانند از مجلات، گفتگو‌ها، بحث‌هاي گروهي و ساير روشها به‌منظور تجزيه و تحليل امور و مرتبط ساختن افكار و تجارب به يكديگر استفاده كنند.



۱ـ۵ ـ ايجاد توانايي براي تفكر انتقادي، استدلال اخلاقي و تصميم‌گيري

براي درك حقوق بشر نياز به فكر كردن به شيوه‌هاي جديد وجود دارد.[۱۴] هدف عمده آموزش نيز بايد وادار كردن افراد به تفكر باشد. تفكر راهي براي معنادار كردن روابط بين رخدادها، مفاهيم، اصول و اشيا است و تفكر انتقادي هم انديشيدن درباره شيوه خود تفكر است. در تفكر انتقادي عوامل موثر بر رفتارها و نگرش‌ها، ابتدا مشخص شده و مورد ارزشيابي قرار مي‌گيرند و سعي مي‌شود از مهارت‌هاي تفكر، بالاترين استفاده صورت گيرد. اين نوع تفكر بهره‌گيري از راهبردها و مهارت‌هاي شناختي به‌منظور بالا بردن بارز مطلوب رفتارهاست.

انيس تفكر انتقادي را تفكر مستدل و تيزبينانه درباره اينكه چه چيزي را باور كنيم و چه اعمالي را انجام دهيم تعريف كرده است. [۱۵] مواردي نظير واداشتن فراگيران به تفكر به‌منظور حل مسئله، ايجاد روحيه انتقادي و نقدپذيري در معلمان و فراگيران، تشويق فراگيران به سوال و كنجكاوي موجب تقويت تفكر انتقادي در فراگيران مي‌شود[۱۶] و همگي اين موارد بخش‌هاي مهمي از آموزش حقوق بشر را تشكيل مي‌دهند.



۲‌ـ جزء سازنده دوم: احساسات

جزء سازنده دوم جنبه‌هاي شخصي و احساسي آموزش حقوق بشر را مورد توجه قرار مي‌دهد. هدف از اين جزء، تقويت كردن تعهد و مشاركت است. اين جزء شامل دو نكته بسيار مهم است: ۱ـ تمركز بر ارزشها، عقايد و احساساتي كه يك شخص را در جهت عمل به حقوق بشر برمي‌انگيزد؛ ۲ـ در ارتباطات و فرهنگ مشتركي كه بر محيط آموزشي حاكم است به حقوق بشر عمل بشود.

در واقع آموزش‌هاي حقوق بشر بايد بر ارتباطات شركت‌كنندگان در فراگيري، تاثير بگذارد و كمك كند كه آنها به سوي اهداف مشتركي كه نسبت به آنها مسئوليت دارند با يكديگر همكاري نمايند. اين جزء سازنده در اينكه فعالان پس از ترك محيط آموزشي به كار خود ادامه دهند موثر است و موجب مي‌شود كه افراد ديرتر دچار خستگي شوند و شبكه‌هاي گروهي را توسعه دهند. اين جزء قصد دارد كه به اين پرسش پاسخ دهد كه چطور ماهيت تجربه آموزشي مي‌تواند موجب بهبود شرايط اجتماعي و احساسي شركت‌كنندگان در دوره‌هاي آموزشي مهم هم به‌صورت شخصي و هم به‌طور گروهي بشود.



چگونه مي‌توان از اين جزء سازنده استفاده كرد؟

۲ـ۱ـ تشويق فراگيران به خدمتگزاري در راستاي حقوق بشر

داستانهاي اميدوار كننده فعالان و داستان‌هاي غم‌انگيز نقض حقوق بشر هر دو در برانگيختن فراگيران اهميت دارند و تحقيقات نشان مي‌دهند كه هنگامي‌كه افراد به‌طور احساسي با چيزي مرتبط مي‌شوند بيشترين يادگيري صورت مي‌پذيرد.



۲ـ۲ـ كمك به شركت كنندگان در ارزيابي رعايت حقوق خود و ديگران

آموزش حقوق بشر موجب مي‌شود كه افراد توجه بيشتري به رعايت حقوق بنيادي خود و ديگران بنمايد.



۲ـ۳ـ ايجاد يك شبكه يك پارچه‌اي كه در طي اجتماع آموزشي و پس از ترك آن باقي بماند

تحقيقات نشان داده است كه مردم هنگامي بهتر مي‌آموزند كه احساس كنند بخشي از يك اجتماع هستند كه با فراگيران ديگر در ارتباط مي‌باشند. آموزش حقوق بشر مي‌تواند اجتماعي را ايجاد كند كه با افراد آن در حين فراگيري و پس از اتمام دوره آموزشي با ي&#۱۷۰۵;ديگر پيوند مي‌يابند و ارتباطاتشان را حفظ مي‌كنند.



۲ـ۴ـ ايجاد توانايي‌ها و مهارت‌هايي جهت ائتلاف سازي‌هاو تشكيل گروهها و اجتماعات پيگيري كننده

آموزش حقوق بشر به مردم مي‌آموزد كه چگونه اجتماعي را به‌منظور پيگيري آموزش‌هاي حقوق بشر ايجاد كنند نظير ايجاد شبكه‌هاي حمايتي و....



۲ـ۵ ـ ايجاد مهارت‌هايي جهت رشد، درمان و سلامتي شخصي

حمايت از حقوق بشر كاري سخت و طاقت فرساست و اغلب به افسردگي و احساس گناه در ميان فعالان منجر مي‌شود. شنيدن نقض‌هاي حقوق بشر و يا تشخيص و شناسايي تضييع‌هاي حقوقي مي‌تواند احساسات افراد را متاثر سازد. افرادي كه درگير حقوق بشر هستند به فرصت‌هايي براي گفتگو كردن و منعكس ساختن احساساتشان به‌منظور حفظ سلامت رواني‌شان نياز دارند. همچنين بايد بياموزند كه چگونه ميان كارهاي حقوق بشري و بخش‌هاي ديگر زندگي‌شان توازن برقرار نمايند. آنها بيش از سايرين نيازمند مهارت‌هاي اساسي براي سازگاري با ضربه‌هايي كه بر خودشان و سايرين تاثير‌گذار است، مي‌باشند.



۲ـ۶ ـ برگزاري جشن موفقيت‌هاي گروه آموزش حقوق بشر

آموزش حقوق بشر بايد فعاليتي شاد و نشاط آور باشد. هنگامي‌كه گروهي كاري انجام مي‌دهند كه منجر به يك پيروزي مي‌شود و يا در آموزش به موفقيت مي‌رسند برگزاري مراسم و جشن مناسب اهميت دارد.

۳ـ جزء سازنده سوم: آماده سازي*

اين جزء سازنده در پي پاسخگويي به اين سوال است كه چه مهارت‌هايي بايد پس از اتمام دوره آموزشي در فراگيران ايجاد شود؟

آموزش حقوق بشر به شركت كنندگان در كسب مهارتهايي كه آنها براي اعمال حقوق خود و ديگران احتياج دارند كمك مي‌كند. مهارت‌هاي زيادي در آموزش حقوق بشر مهم هستند مانند چگونگي مداخله، هنگامي‌كه افراد شاهد وقوع نقض حقوق بشر هستند، نحوه برقراري ارتباط با افرادي كه صاحبان قدرت هستند، سازماندهي كردن ديگران و تعليم دادن ديگران در مورد حقوق بشر. مهارت‌هايي كه آموزش داده مي‌شوند بايد با موقعيت‌ها و نيازهاي فراگيران متناسب و مرتبط باشند.



چگونه از اين جزء سازنده بايد استفاده كرد؟

۳ـ۱ـ تشخيص و شناسايي مهارت‌هاي مورد نياز فراگيران

مربيان بايد از فراگيران در مورد نيازهايشان سوال كنند و نقاط قوت و ضعف شركت‌كنندگان را تشخيص دهند و اين نقطه آغازي براي آموزش مهارت‌ها است. چنين برآوردي به مربيان در تشخيص اينكه چه مطالبي را بايد آموزش دهند كمك خواهد كرد. همچنين مربيان مي‌توانند برنامه‌هاي طراحي كنند كه فراگيران در مهارت‌هايي كه دارا هستند با يكديگر سهيم شوند.



۳ـ۲ـ آموزش افراد به‌منظور كسب مهارت‌هاي بالا بردن توانايي حمايت از خود در زمينه حقوق بشر

اغلب، آموزش حقوق بشر با حقوق فردي يك شخص آغاز مي‌شود. چطور شخصي بداند كه حقوقش چه زماني نقض شده است؟ چگونه مي‌تواند از نقض‌ها جلوگيري كند؟ چگونه وقتي حقوق فرد نقض شد مي‌تواند مداخله كند؟



۳ـ۳ـ ايجاد مهارت هايي در فراگيران براي آموزش حقوق بشر به ديگران

مردم هنگامي بهتر مي‌آموزند كه به ديگران آموزش دهند بنابراين براي دست يافتن به آموزش بيشتر مي‌توان به آماده ساختن افراد براي تدريس حقوق بشر به ديگران اقدام كرد. اين استراتژي باعث مي‌شود كه حقوق بشر بهتر در فراگيران « دروني» شود.

۳ـ۴ـ ايجاد مهارت‌هايي براي حمايت از حقوق بشر و ترويج آن

آموزش حقوق بشر در به دست آوردن مهارت‌هايي در زمينه تحقيق، جمع‌آوري و ارائه مستندات كه در حمايت حقوق بشر بسيار اهميت دارند، ايجاد ائتلاف‌ها و آگاه كردن مردم نسبت به حقوق‌شان كمك مي‌نمايد. به‌طور كلي، بايد گفت هر نوع مهارتي كه به مردم در عمل كردن به حقوق بشر كمك كند بخش با ارزشي از آموزش حقوق بشر مي‌باشد.[۱۷]



۴ـ جزء سازنده چهارم: عمل كردن*

چگونه تجربه آموزشي منجر به بهبود وضعيت حقوق بشر خواهد شد؟ هدف اين جزء سازنده، به اجرا در آوردن آموزش‌هاي حقوق بشر است. قطعاً عمل كردن به آموزش‌ها بخش ضروري از آموزش حقوق بشر است. بايد فرصت‌هايي ايجاد شوند كه فراگيران درس‌ها و مهارت‌هاي آموخته شده را به مرحله اجرا بگذارند. اين تمرين آموزش را تداوم مي‌بخشد و موجب معنادار‌شدن آموزش مي‌شود و همچنين آموزش در مورد حقوق بشر را به آموزش براي حقوق بشر تبديل مي‌كند. جزء عملي آموزش حقوق بشر اشكال بسيار متعددي مي‌تواند به خود بگيرد. شركت‌كنندگان مي‌توانند نقش‌هايي را به شكل بازي و تقليد بر‌عهده بگيرند و سناريوهايي را به نمايش در‌آورند كه به آنها در اعمال ايده‌هاي كارگاه آموزشي كمك مي‌كند.

همچنين آنها مي‌توانند مهارت‌هايي در زمينه استراتژي‌هاي عمل كسب نمايند كه آنها را در موقعيت‌ها و پرونده‌هاي مربوط به حقوق بشر و نيز فعاليت‌هاي مربوط به تصويب لوايح از طريق نمايندگان مجلس، تجهيز و بسيج حمايت‌ها، آموزش و برداشتن گامهاي حقوقي رسمي ياري مي‌نمايند.



چگونه مي‌توان از اين جزء سازنده استفاده كرد؟

۴ـ۱ـ اعمال كردن، تمرين و تكرار مهارت‌ها و درس‌هاي آموخته شده در كارگاه آموزشي

آمـوزش تجربي شامل ۳ مرحلـه است: ۱ـ يادگيـري يك توانايي؛ ۲ـ اعمال كردن آن؛ ۳ـ تامل بر آن تجربه. تكرار مهارت‌هاي آموخته شده در موقعيت‌هاي گوناگون زندگي در ايجاد توانايي و افزايش اعتماد به نفس بسيار موثر است. به همين دليل انجام دادن مهارت‌هاي مربوط به حقوق بشر براي فراگيري حقيقي حقوق بشر ضروري است.

۴ـ۲ـ متعهد كردن افراد به كار حقوق بشر خواه به شكل آموزش، حمايت و دفاع، دخالت يا ايجاد كردن اجتماعات

آموزش حقوق بشر اغلب با انجام پاسداري و حمايت از حقوق ديگران همراه است.



۴ـ۳ـ الگو ساختن رعايت حقوق بشر و كرامت انسان در خود اجتماع آموزشي

اگر آموزش به‌طور صحيح، موثر و صادقانه انجام شود اين آموزش هميشه بايد حقوق بشر را رعايت كند. فعل و انفعالات و اعمال همه اين مجموعه، شامل: آموزش دهنده ـ فراگير، فراگير ـ فراگير و شركت كننده ـ غير عضو، همگي بايد مبتني بر اصول حقوق بشر باشند. نقض‌هاي حقوق بشر كه در اجتماع آموزشي اتفاق مي‌افتد بايد به سرعت و با دقت مورد توجه قرار گيرد. مي‌توان گفت احترام به تكثر و تنوع، وجود دموكراسي و آموزش فراگير ـ محور از ويژگي‌هاي استراتژي‌هاي آموزشي مبتني بر حقوق بشر هستند. مربيان حقوق بشر بايد واقعاً با فراگيران مشاركت كنند و آمـاده ايجـاد اشتبـاهات و تصحيح آنهـا باشند و در صدد بهبـود تـدريس خود بر اساس درخواست و كاربردي كه در جهان واقعي وجود دارد بر آيند.



۴ـ۴ـ حمايت و ياري شركت كنندگان براي طراحي و ايجاد برنامه‌هايي براي عمل پس از اتمام تجربه آموزشي

چگونه شركت كنندگان مي‌توانند اميدوار باشند به آنچه از طريق آموزش حقوق بشر فراگرفته‌اند؟ آنها چه اهداف جديدي بر اساس درك جديدشان از حقوق بشر دارند؟ براي نائل‌شدن به اين اهداف چه گامهايي مي‌توان برداشت؟ با چه موانعي آنها در بازگشت به محيط‌هاي قبلي خويش نظير خانواده و... روبرو خواهند شد؟ آنها از چه حمايت‌ها و فرصت‌هايي برخوردار خواهند بود؟ مربيان مي‌توانند با كمك كردن به فراگيران از‌طريق ارائه پاسخهايي به اين سوالات به تداوم جريان آموزش پس از اتمام دوره آموزشي كمك نمايند. طراحي برنامه‌هاي عملي نوشته‌شده خواه به صورت فردي و يا گروهي مي‌تواند نتيجه طبيعي يك تجربه آموزشي حقوق بشر باشد.[۱۸]



ج ـ انواع آموزش حقوق بشر

به‌طور كلي، آموزش حقوق بشر را مي‌توان در دو نظام آموزشي رسمي و غيررسمي ارائه نمود. در نظام رسمي، آموزش حقوق بشر در مدارس و دانشگاهها انجام مي‌شود و در نظام غيررسمي، آموزش حقوق بشر به اقشار وگروه‌هاي مختلف مردم و خارج از مدارس؛ مثلاً از طريق سازمان‌هاي غير‌دولتي، رسانه‌ها و... انجام مي‌پذيرد.[۱۹]



۱ـ آموزش رسمي*

وارد ساختن اطلاعات حقوق بشر به آموزش رسمي بر حسب سطوح آموزشي متغير است. بيشترين اطلاعات مستقيم حقوق بشر در سطح آموزش عالي يا متوسطه و كمترين آن در سطوح پيش از دبستان، ابتدايي و راهنمايي تحصيلي وجود دارد.[۲۰]



۱ـ۱ـ آموزش حقوق بشر در سطح پيش دبستاني

آموزش و پرورش در دوره پيش از دبستان، به‌عنوان درون دادي** حساس هم از نظر رشد كلي يك فرد و هم از نظر تاثير در پذيرش و نگهداري كودكان در سطوح ابتدايي داراي اهميت است و بايد در سياست‌هاي ملي آموزش و پرورش دولتها مورد توجه و تاكيد فراوان قرار گيرد.[۲۱]

شش سال اوليه زندگي كودك سالهايي حساس هستند، زيرا ميزان رشد در اين سالها نسبت به مراحل ديگر رشد، سرعت بسيار بيشتري دارد. كودكان در اين دوران تمايل به خود محوري دارند و هر چيز را از ديدگاه و دريچه چشم خود مي‌بينند. آنها به فعاليت‌هاي گروهي بزرگ عادت ندارند و نيز نمي‌توانند براي مدت طولاني ساكت و آرام بنشينند. كودكان به‌طور طبيعي و با طيب خاطر به موسيقي و اشعار داراي وزن و قافيه پاسخ مي‌دهند.

براي طراحي برنامه آموزشي دوران پيش دبستاني بايد به نكات زير توجه نمود:

&#۹۶۷۹; آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي برنامه‌اي است براي كودكان ۳ تا ۶ ساله كه در دوره پيش از دبستان به سر مي‌برند.

&#۹۶۷۹; برنامه‌هاي آموزشي براي مقطع پيش از دبستان بايد رشد ـ محور و كودك ـ محور باشند و از رويكرد بازي و فعاليت پيروي كنند.

&#۹۶۷۹; برنامه آموزش و پرورش در دوران اوليه كودكي بايد بر رشد كلي و همه جانبه كودك، شامل رشد جسمي و حركتي، رشد شناختي، رشد زبان و گفتار، رشد عاطفي ـ اجتماعي، رشد خلاقيت، ابراز وجود و درك زيبايي‌ها تمركز نمايد.

&#۹۶۷۹; برنامه مناسب بايد بتواند تعامل با محيط، مشاركت فعال در فعاليت‌هاي گروهي و توانايي حل مسائل خلاق را در كودكان تقويت كند.

&#۹۶۷۹; در برنامه‌ريزي براي اين مقطع بايد به نظر و طراحي قبلي برنامه‌ها توجه شود ولي در عين حال اين برنامه‌ها بايد نسبت به نيازهاي كودكان انعطاف‌پذير باشند.

&#۹۶۷۹; برنامه‌هاي اين مقطع بايد كودكان را براي دوران ابتدايي آماده نمايد.[۲۲]



به آموزش‌هاي حقوق بشر در سطوح پيش از دبستان در بسياري از مناطق جهان به‌خوبي پرداخته نشده است، چرا كه آموزش پيش از دبستان براي اكثريت مردم در بسياري كشورها وجود ندارد و در بسياري از مناطق جهان، آموزش حقوق بشر در اين سطوح در آغاز راه مي‌باشد.[۲۳]

مطابق با متن سياست آموزشي كشور كاستاريكا با اصول پروژه مدارس وابسته به يونسكو، نيل به اهداف زير براي آموزش حقوق بشر به كودكان مشخص شده است:

كودك بايد قادر بشود كه:

&#۹۶۷۹; در انجام تكليف روزانه از روش‌هاي خلاق استفاده بكند.

&#۹۶۷۹; اهداف، احساسات، افكار و تمايلات خود را با استفاده از روش‌هاي مختلف توصيفي در جوي همراه با احترام متقابل اظهار بدارد.

&#۹۶۷۹; اصول همكاري و اتحاد را در كاري كه در خانواده، مدرسه يا اجتماع انجام مي‌دهد، به‌منظور بهبود كيفيت زندگي به‌كار ببرد.

&#۹۶۷۹; حقوق و مسئوليت‌هاي خود را در موقعيت‌هايي كه در خانواده، مدرسه و اجتماع با آنها روبرو مي‌شود تجزيه و تحليل كند.

&#۹۶۷۹; عقايد و نظراتي را كه توسط افراد ديگر در مورد موقعيت‌ها و حوادث محيط پيرامون ابراز مي‌شود، تجزيه و تحليل كند.

&#۹۶۷۹; رسوم، عقايد و ارزش‌هاي را كه در خانواده و اجتماع به آنها عمل مي‌شود بفهمد و شرح دهد.

&#۹۶۷۹; در جشنواره‌هاي ملي كه اصول دموكراتيك را جشن مي‌گيرند، شركت كند.[۲۴]



روش آموزش و پرورش در دوره پيش دبستاني بايد شامل فعاليت‌هايي نظير داستان‌سازي، فعاليت‌هاي نمايشي، بحث و گفتگوهاي آزاد و سازمان يافته، سرودها، گردش در طبيعت، بازي با معماها (پازلها) و ... بشود. استفاده از نمايشگاه‌ها و تابلوهاي اعلانات و جشن‌هاي فرهنگي همگي مي‌توانند روش‌هاي مناسبي باشند كه به كودكان كمك كند تا بدانند چطور هرچيزي با زندگي مدرسه مرتبط است و كودكان را تشويق كند تا در مورد كار افراد ديگر فكر كنند و همچنين والدين را قادر مي‌سازند تا از عناوين كار و علايق بچه‌هايشان آگاه شوند. همچنين استفاده از كارگاه قصه‌گويي و شعر نيز مي‌تواند فرصت‌هايي را براي تقويت مهارت‌هاي شنيداري و خلاقيت كودكان فراهم كند.

استفاده از روش‌هاي مختلف تدريس كه تفاوت‌هاي بين فردي شاگردان را در نظر دارد مورد تاكيد است، به اين منظور كه همه دانش آموزان با اعمال روش‌هاي متفاوت به نتايج يكسان برسند.[۲۵]



۱ـ۲‌ـ آموزش حقوق بشر در مقطع دبستان

اصل هفتم اعلاميه حقوق كودك (۱۹۵۹) مقرر مي‌دارد كه كودك «... بايد از آموزش و پرورشي برخوردار شود كه ... به او اجازه دهد تا، در شرايط برابري فرصت‌ها و امكانات، استعدادهاي خود، قضاوت شخصي و حس مسئوليت‌هاي اخلاقي و اجتماعي خود را رشد دهد و عضو سودمند جامعه گردد».[۲۶]

با توجه به اينكه بسياري از كودكان تحصيلات خود را پس از اين مرحله دنبال نخواهند كرد، براي اكثريت آنان دبستان يگانه فرصتي است جهت كسب آموزش و پرورش در زمينه حقوق بشر. شركت‌كنندگان دردوره مطالعاتي آزمايشي بين‌المللي در مورد آموزش حقوق بشر، هدفهاي اين آموزش را درسطح دبستان به نحو ذيل معين كرده‌اند:

۱ـ فهماندن تدريجي اين مطلب به كودك كه مدرسه يك اجتماع است و كمك‌كردن به وي براي ادغام در اين گروه اجتماعي كه حق اوست؛

۲ـ واداشتن كودك به شركت همواره فعالانه‌تر در زندگي مدرسه و بدين‌وسيله، بسط فضائل اجتماعي اساسي در نزد او، فضائلي از قبيل: احترام به حقوق ديگران؛ حس همبستگي، انضباط و مسئوليت؛ تمايل به فداكردن منافع شخصي خودش به سود جمع؛ و درك حيثيت انساني؛

۳ـ عادت دادن او به اينكه مطابق راه و رسم دموكراسي زندگي كند.

در جريان كوشش براي نيل به اين هدفها، چنين پيشنهاد شده است كه بايد به كودكان كمك كرد تا:

الف ـ شناختي پايه‌اي به‌دست آورند كه به آنان امكان دهد تا تمدن خودشان و تمدنهاي بيگانه را بفهمند و ارزيابي كنند، و نيز به تفاوتهاي موجود ميان ملل پي‌برند؛

ب ـ كنجكاوي و ذوق پژوهش را كسب كنند؛

ج ـ مفهوم مكان و زمان را دريابند؛

د ـ قاموسي غني به‌دست آورند كه بتوانند با آن افكار و نظرات جديد را بيان كنند و ديگران را از اكتشافات خويش آگاه سازند؛

هـ ـ توانايي استنتاج معقول و انتقادي به‌دست آورند.[۲۷]



آنچه بايد در مدارس ابتدائي به آن توجه شود توسعه نگرش احترام‌آميز نسبت به منزلت انسان و شناخت تنوع و تفاوت‌هاي فردي مي‌باشد. اين يك نقطه شروع براي مفاهيم اصلي و اساسي حقوق بشر مي‌باشد.[۲۸] مفاهيم درس‌هايي نظير تاريخ، جغرافيا، علوم اجتماعي، ادبيات، زبان و هنر امكان مي‌دهد كه حقوق بشر به مستقيم‌ترين نحوي در ذهن كودكان رسوخ يابد.[۲۹] در مطالعه تاريخ مي‌توان نقش شخصيت‌هاي بزرگ و ميزان فداكاري آنها را مشخص نمود و از اين راه روح وطن‌خواهي ونوع دوستي را در شاگردان پرورش داد. همچنين مي‌توان زندگي و افكار و عقايد ملل مختلف را مورد مطالعه قرارداد و بدين‌وسيله روح تسامح را در برخورد به عقايد مختلف دربچه‌ها ايجاد نمود و آنها را به بررسي عقلاني و قضاوت صحيح درباره افكار و آراء ديگران تشويق كرد.[۳۰] در درس‌هاي مربوط به جغرافيا معلمان مي‌توانند از ويژگيهاي محيط‌زيستي فراگيران صحبت كنند و نيز مسئوليت افراد انسان را نسبت به محيط زيست‌شان خاطرنشان نمايند.[۳۱] در اروپا، خاورميانه، آسيا و اقيانوسيه، منابع حقوق بشر در سطوح ابتدايي از‌طريق دوره‌هاي تعليمات مدني در دسترس قرار مي‌گيرد.[۳۲] استفاده از روش‌هاي فعال توصيه مي‌شود، بويژه اينكه بايدكودكان را برآن داشت كه به جستجوهايي درلغتنامه‌ها و كتابهاي معتبر مبادرت ورزند. در خانه پرسش‌هايي درباره برخي موضوعات به‌عمل آورند، به سوال كردن از ديدار‌كنندگان خارجي بپردازند، قطعات بريده شده از روزنامه‌ها، تصاوير و اشياء به نمايش گذاشتني را گردآورند، به تنظيم آلبوم‌ها و روزنامه‌هاي ديواري، و نيز به نگاهداري پرونده‌هايي از اخبار و تصاوير مبادرت ورزند. آنان در ساختن مدل و دوختن لباس براي نمايش‌ها شركت كرده و به يادگرفتن ترانه‌هايي كه براي جشن‌هاي مدرسه‌اي در تاريخ معين برگزار مي‌شود، بپردازند.[۳۳] در طي درس‌ها و فعاليت‌هايي كه در دبستان انجام مي‌شود بايد به دانش‌آموزان آموزش داده شود كه جامعه نيازمند خدمات همه افراد بشر است و هرگروهي از اقشار جامعه رسالت خاصي را برعهده دارند.[۳۴] در حدود سال آخر دبستان كودكان، پس از كسب چنين آمادگي، بايد قادر باشند كه مستقيماً به مطالعه اعلاميه ملل متحد درباره حقوق كودك و فصول ساده اعلاميه جهاني حقوق بشر بپردازند. صندوق ملل متحد براي كودكان نسخه مصور و حاشيه‌نويسي شده‌اي از اين اعلاميه را منتشر كرده است.[۳۵]

در طرح درسي كه براي آموزش حقوق بشر در مقطع ابتدايي در ايران توسط وزارت آموزش و پرورش و كميسارياي عالي حقوق بشر سازمان ملل ترجمه و تهيه شده است، آموزش حقوق زير پيشنهاد شده است:

حق زيستن در محيطي پاك در سالهاي اول تا سوم ابتدايي و در درس علوم، حق استراحت و اوقات فراغت در سالهاي اول تا سوم و در موضوعات درسي علوم اجتماعي، تربيت بدني و بهداشت، حق مراقبت و حمايت در سالهاي اول تا سوم و در درس‌هاي علوم اجتماعي و آموزش اخلاق، حق آزادي انجمن‌ها و گروهها، در سالهاي اول تا سوم و در آموزش اخلاق، حق محافظت از آسيب‌ها در سالهاي چهارم تا پايان ابتدايي و در درس مطالعات اجتماعي، حق برخورداري از آموزش در سالهاي چهارم تا پايان ابتدائي در آموزش اخلاق، حمايت در برابر بهره‌كشي اقتصادي در همان سالهاي پاياني ابتدايي و در درس مطالعات اجتماعي، حق آزادي عقيده و بيان، در سالهاي پاياني ابتدائي و در درس آموزش مدني و مطالعات اجتماعي و حق كار در همان سالهاي پاياني ابتدائي و در موضوعات درسي مطالعات اجتماعي و اقتصاد خانواده.[۳۶]



۱ـ۳‌ـ آموزش حقوق بشر درسطح راهنمايي و دبيرستان

الف‌ـ مقطع راهنمايي

مقطع سني راهنمايي دوران گذر از مرحله تفكر انضمامي (عيني) به مرحله تفكر انتزاعي است.[۳۷] دانش آموزان اين مقطع توانايي تجزيه و تحليل بيشتري براي درك مفاهيم اعلاميه جهاني حقوق بشر دارند، بنابراين در برنامه‌هاي آموزشي اين دوره پيشنهاد مي‌شود آموزگاران اين مقطع به ذكر ماجراهاي واقعي از نقض حقوق بشر بپردازند و از دانش آموزان بخواهند كه اين ماجراها را به‌طور گروهي مورد تجزيه و تحليل قرار دهند و با اصول اعلاميه جهاني تطبيق دهند.[۳۸] در سطح راهنمايي وارد ساختن آموزش حقوق بشر معمولاً در دروسي مانند تعليمات مدني و تاريخ انجام مي‌شود. [۳۹]



ب‌ـ مقطع دبيرستان

دوره متوسطه از دوره‌هاي مهم، حساس و موثر در زندگي فردي و اجتماعي آدمي است. در اين دوره قسمت اعظم استعدادهاي اختصاصي نوجوان و جوان بروز مي‌كند، قدرت يادگيري به حد اعلاي خود مي‌رسد، كنجكاوي جهت معيني مي‌يابد و مسائل جديد زندگي نظير انتخاب رشته، انتخاب شغل، گرايش به مرام و مسلك، ذهن آنان را به خود مشغول مي‌دارد و به مرحله ادراك ارزشهاي اجتماعي، اقتصادي و معنوي مي‌رسند. از اين رو اين دوره در نظامهاي تعليم و تربيت كشورهاي مختلف جهان اهميت زيادي دارد.[۴۰] در مدارس متوسطه فرصت‌هاي بسياري براي بحث كردن در مورد مسائل حقوق بشر وجود دارد. اعلاميه جهاني حقوق بشر و كنوانسيون حقوق كودك نيز بايد، به‌طور دقيق و كاملاً منطقي مطالعه شوند.[۴۱] همچنين مي‌توان توجه فراگيران را به مسائلي نظير استعمار، شباهت‌هاي ميان مذاهب، مشكلاتي نظير آلودگي محيط‌زيست، سلامتي و آمار مرگ و مير، ميراث فرهنگي بشر، سازمان ملل و اهداف آن، صلح، و.... جلب نمود.[۴۲] شاگردان را به بحث و بررسي در اين امور تشويق نموده فعاليت‌هاي گروهي در اين مقطع سني براي تقويت حس مشاركت و احساس همدردي و مهمتر از آن درك برابري افراد ضروري است.[۴۳] فعاليت ديگري كه براي اين مقطع پيشنهاد مي‌شود، تهيه منشوري براي كلاس و در واقع مشخص كردن قوانين و مقرراتي براي كلاس مي‌باشد و در گام بعدي از دانش آموزان براي تهيه و تدوين حقوق بشر دعوت مي‌شود. از آنها خواسته مي‌شود تصور نمايند كه مسئوليت برنامه‌ريزي براي كل جامعه جهاني را بر عهده دارند و بايد برنامه و گزارش كاري در مورد «خواسته‌ها»، « نيازها»، « حقوق» و « مسئوليت»‌ها تهيه كنند.[۴۴]

تغييرات اساسي در برنامه‌هاي درسي، به‌منظور هماهنگ ساختن آنها با آموزش حقوق بشر، بندرت لازم است و غالباً كوشش بر اين مي‌باشد كه مفاهيم و مسائل مربوط به حقوق بشر به مواد معمولي درسي پيوسته شود.[۴۵] براي مثال درس رياضيات مي‌تواند علاوه بر امكاناتي كه وابسته به تاريخچه تحول هر علمي است، امكانات مبتني بر داده‌هاي بين‌المللي را نيز عرضه دارد. استعدادهايي كه دانش آموزان در آمار مقدماتي، تحليل نمودارها و يا تفسير داده‌ها از خود نشان مي‌دهند، به‌خوبي مي‌توانند در اطلاعات مربوط به خواربار و جمعيت‌شناسي، توليد كشاورزي و صنعتي، هزينه‌هاي تسليحات و آموزش و پرورش و ديگر موضوعاتي كه با پيشرفت حقوق بشر كم و بيش رابطه دارند، مورد استعمال قرارگيرند.[۴۶]

در درس علوم براي مثال بررسي انتقال و توزيع خصلت‌ها و روابط ميان عوامل ارثي و عوامل فرهنگي را مي‌توان كاملاً در قلمرو زيست‌شناسي قرارداد و آن را همچون سلاحي برضد تعصبات نژادي به‌كار برد. دانش آموزان مي‌توانند مواد ضد تبعيض اعلاميه جهاني، بويژه مواد مربوط به نژادها را مورد بحث قرار دهند.

در درس ادبيات از آثار منظوم، خاطرات داستانها و كتب مذهبي يا سياسي كه صحنه اجتماعي را در زمانها و مكانهاي مختلف روشن مي‌سازد سخن مي‌رود. اين آثار از برخي نمونه‌هاي انكار حقوق و آزادي‌هاي بشر سخن مي‌گويند و مبارزاتي را كه براي به چنگ آوردن آنها انجام گرفته است، توصيف مي‌كنند. مطالعه ادبيات ديگر كشورها و نوشته‌هاي جديد، ولو به‌صورت ترجمه، حائز اهميت است و نيز در ضمن دروسي از ادبيات كه به كتابهاي ويژه كودكان و آثار نويسندگان جوان مربوط مي‌شوند مي‌توان به بررسي حقوق كودكان و جوانان نيز
پرداخت.[۴۷]

در درس هنر و موسيقي مي‌توان با استفاده از مشاركت دانش آموزان در كشيدن نقاشي‌ها و اختلاط رنگها، ساخت مجسمه و برگزاري نمايشگاه‌ها به آموزش حقوق بشر پرداخت[۴۸] و نيز فعاليت هنري به خودي خود تاييدي است بر حق « شركت آزادانه درزندگي فرهنگي». شناخت و ارزيابي هنرهاي خارجي پيوندهاي همدردي و تفاهم ميان ملت‌ها را نشان مي‌دهد، پيوندهايي كه حس احترام و تعهد نسبت به حقوق جهاني و عمومي را تقويت مي‌كنند. به هنگام مطالعه تاريخ هنر يا زندگي‌نامه هنرمندان و موسيقي دانان، آدمي با مسائل مهمي در زمينه آزادي بيان، حمايت از علم و هنر، حفظ آثار و ابنيه هنري مواجه مي‌شود. اينها همه موضوعاتي درخور بحث مي‌باشند و مي‌توانند مفهوم جهاني بودن حقوق بشر را به‌خوبي محسوس سازند.[۴۹] در طرح درسي كه توسط وزارت آموزش و پرورش ايران و كميسارياي عالي حقوق بشر ترجمه و تكثير شده است حقوق و موضوعات زير براي آموزش در مقطع دبيرستان پيشنهاد شده‌اند:

حق برخورداري از امكانات برابر در اوايل متوسطه و در دروس آموزش و پرورش مدني و آموزش اخلاق، حق برخورداري از خدمات دولت در اوايل دوره متوسطه و در مطالعات اجتماعي، حق حيات در اوايل متوسطه در دروس مربوط به اخلاق و آموزش مدني، حق رهايي از تبعيض، در اواخر مقطع دبيرستان، موضوع مطالعات اجتماعي، حقوق كارگران مهاجر در اواخر متوسطه و حق برخورداري از شرايط كاري عادلانه و مطلوب در اواخر متوسطه و در درس مطالعات اجتماعي، كودكان خياباني در اوايل متوسطه در موضوعات درسي آموزش شهري، حق مشاركت در سالهاي آخر متوسطه، موضوع درس‌هاي اقتصاد و مطالعات اجتماعي، حق حمايت، براي سالهاي آخر متوسطه و در درس مطالعات اجتماعي، حق توسعه در سالهاي آخر متوسطه و در دروس مطالعات اقتصاد محلي، حقوق بشر براي همه (جهان شمولي و جدايي‌ناپذيري حقوق بشر) در سال آخر دبيرستان و در موضوعات درسي مطالعات اجتماعي.[۵۰]



۲ـ آموزش غيررسمي*

در بسياري مناطق دنيا اقدامات زيادي براي تعليم و آموزش حقوق بشر جدا از برنامه‌هاي مدارس انجام گرفته است كه اغلب اين اقدامات توسط ارگانهاي غيردولتي هدايت و رهبري مي‌شوند. به خصوص، از اين ميان، گسترش درس‌ها و برنامه‌هاي آموزشي كه هدف آنها گروه‌هايي نظير معلولان، كودكان خياباني و حاميان و پشتيبانان آنها مانند ارگانهاي غيردولتي، رسانه‌هاي جمعي و برخي رهبران جامعه مي‌باشند. برخي نيز بخش صاحب قدرت جامعه را هدف قرار مي‌دهند، مانند كارمندان دولت، ارتش، نمايندگان مجلس و پرسنل اجرايي قانون كه ممكن است در غير اين‌صورت از آزادي عمل خود در مقابل ساير مردم سوء استفاده كنند[۵۱] و نيز كارگاههاي موسسات حرفه‌اي، سازمان‌هاي فرهنگي و مذهبي، جوانان، انجمن‌هاي وابسته به يونسكو، روستائيان.[۵۲] مزاياي آموزش غيررسمي عبارتند از:

۱ـ مربيان ديگر مجبور به مقابله با مشكلات و مسايل موجود بر سر راه آموزش رسمي نيستند؛

۲ـ اين نوع آموزش مي‌تواند رويكردي تركيبي مركب از چند رشته مختلف مانند تاريخ، فلسفه، جامعه شناسي، حقوق، علوم سياسي، اقتصاد و غيره را در پيش بگيرد؛

۳ـ راههاي مد نظر را مي‌توان براساس نيازها و علايق‌شان تقسيم‌بندي و سازماندهي كرد؛

۴ـ انعطاف ذاتي اين شيوه آموزش، آزادي بيشتري را به آموزگاران و مربيان براي تعيين برنامه درسي مي‌دهد.

اين شيوه براحتي قابل انطباق با محدوديت‌هاي عملي هريك از گروه‌هاي مدنظر چه از لحاظ محيط سياسي يا اجتماعي است. ضمن تحسين اين پيشرفت‌ها هنوز بايد گفت كه ارزيابي تاثير دقيق آموزش حقوق بشر در سطوح غيررسمي مشكل مي‌باشد. بسياري از برنامه‌ها، مقطعي و غير روشمند و فاقد ساز و كارهاي درون ساختاري ارزيابي مناسب كه قادر به تعيين ارزش اجرايي آنها باشد، هستند. همچنين بخش تجارت خصوصي به مقدار كافي با آموزش‌هاي غيررسمي موجود منطبق نگرديده است.[۵۳]

روش‌هاي آموزش حقوق بشر



انتخاب روش تدريس، يكي از مراحل مهم فرآيند آموزش است و معمولاً معلم پس از انتخاب محتوا بايد خط مشي و روش مناسب تدريس خود را انتخاب كند. در واقع، به مجموعه تدابير منظمي كه معلم براي رسيدن به هدف، با توجه به شرايط و امكانات، اتخاذ مي‌كند « روش تدريس» مي‌گويند.[۵۴]

در آموزش حقوق بشر دو ديدگاه وجود دارد كه يكي آموزش حقوق بشر را، روي هم چيدن، پركردن ذهن فراگيران و صرف انتقال محتوا و دانش در مورد حقوق بشر تعريف مي‌كند كه اصطلاحاً به آن روش « ذخيره سازي آموزش و پرورش»* مي‌گويند. در اجراي اين روش معلم نقش محوري دارد و معلومات را مانند هديه‌اي به فراگيران انتقال مي‌دهد و ديدگاه ديگر كه معتقد است آموزش حقوق بشر علاوه بر انتقال دانش بايد منجر به كسب مهارتها، تغيير در نگرش‌ها و به‌طوركلي توانمندسازي افراد شود.[۵۵] در اين رويكرد برآموزش با روش‌هاي مشاركتي تاكيد مي‌شود.[۵۶] روش‌هاي تشريك مساعي در يادگيري در بر دارنده اقدام جمعي فراگيران در تفكر جديد، فعال و منجسم است.[۵۷] اين روش داراي ساختاري دموكراتيك است و اين ساختار موجب افزايش تعهد فردي مي‌شود. اين الگوي تدريس با كاوشگري و تحليل انتقادي موقعيت‌ها و مسائل مختلف زندگي مي‌تواند موجب هدايت تفكر و عملكرد مناسب براي ترويج و حمايت حقوق بشر شود. به اين الگوهاي تدريس روش « آموزش فراگير ـ محور» يا « الگوي فعال تدريس» نيز مي‌گويند كه در آنها فراگيران نقش اصلي را در فرايند يادگيري ايفا مي‌كنند در اين نوع الگو، معلم نقش راهنما و به تعبير جان ديويي « رهبر آموزشي» را بر‌عهده دارد. اين الگو‌ها را مي‌توان به گروه‌هاي كوچكتري تقسيم كرد، مانند: الگوهاي پردازش اطلاعات، شبيه سازي‌ها، الگوهاي گروهي (اجتماعي) و الگوهاي تدريس انفرادي.

الگوهاي پردازش اطلاعات كه در آنها به جمع‌آوري اطلاعات، نحوه سازمان‌دهي اطلاعات، ايجاد فرضيه و حل مسئله مي‌پردازند و قوه تفكر فراگيران را تقويت مي‌نمايند.[۵۸] الگوهاي تدريس گروهي (اجتماعي) بر نحوه افزايش يادگيري بر حسب تعامل اجتماعي تاكيد مي‌كنند.[۵۹] در روشهاي آموزش انفرادي شرايط يادگيري بايد چنان سازماندهي شود كه هر فراگير بر اساس توانايي‌هاي خود به فعاليت و يادگيري بپردازد. اين بخش به شرح برخي روش‌ها و راهكارهايي كه براي آموزش حقوق بشر پيشنهاد شده‌اند، مي‌پردازد.



الف ـ روش‌هاي آموزشي فراگير ـ محور

۱ـ الگوهاي تدريس و پردازش اطلاعات

۱ـ۱ـ روش بارش مغزي يا طوفان مغزي*

در تعريف روش بارش مغزي، مي‌توان گفت روشي كه عده‌اي در آن مي‌كوشند با ارائه تمام افكار و انديشه‌هاي خود در خصوص حل يك مسئله و يا پاسخ به يك پرسش، راه‌حلي بيابند. استفاده از اين روش موجب بروز و تقويت خلاقيت و آفرينندگي بيشتر خواهد شد. نحوه اجراي روش بارش مغزي به اين صورت است كه:

۱ـ يك مسئله، موضوع يا پرسشي توسط معلم ارائه مي‌شود و در محلي كه همه فراگيران بتوانند ببينند نوشته مي‌شود؛

۲ـ از فراگيران خواسته مي‌شود تا باورها و انديشه‌هاي خود را درباره آن مسئله در سريع‌ترين زمان ممكن عرضه كنند. اظهارنظر‌هاي فراگيران در محلي كه سايرين بتوانند ببينند به‌صورت كلمات منفرد يا عبارت‌هاي كوتاه يادداشت مي‌شود. خلاق‌ترين پيشنهادها، مفيدترين و جالبترين پيشنهادها محسوب مي‌شوند؛

۳ـ به فراگيران گفته مي‌شود كه قضاوت و ارزشيابي در مورد انديشه و فكر اعضا تا پايان بارش مغزي ممنوع است؛[۶۰]

۴ـ همه افراد به اظهار نظر كردن تشويق مي‌شوند. اما آنها را نبايد اجبار نمود. اگر معلم براي تشويق كردن گروه ابراز نظرات خود را ضروري بداند در بيان آنها آزاد است؛

۵ـ هنگامي كه ايده‌ها و نظرات تمام مي‌شوند معلم بارش مغزي را متوقف مي‌كند؛

۶ـ در اين مرحله معلم و فراگيران باهمكاري يكديگر و گاه به‌صورت مستقل به ارائه نظر و تشريح و نقد و تفسير نظريات و باورهاي عرضه شده مي‌پردازند.[۶۱]



۱ـ۲ـ مطالعات موردي*

در مطالعه موردي مثالهايي از موقعيت‌هاي واقعي يا فرضي به فراگيران براي بحث و بررسي كردن ارائه مي‌شود كه مي‌توانند به توسعه مهارت‌هاي تحليلي، تفكر انتقادي، حل مسئله و همكاري‌هاي تيمي كمك نمايند. در مطالعه موردي بايد جزئيات مورد مطالعه به‌خوبي تشريح شود، اما نبايد اين مسئله آن قدر به طول بينجامد كه فرصتي براي تحليل مورد بوجود نيايد. موارد مطالعه مي‌توانند از متون كتابها، روزنامه‌ها يا تلويزيون يافت شوند. به‌طور كلي مي‌توان موارد مطالعه را به سه دسته زير تقسيم نمود:

۱ـ موارد واقعي كه از وقايع تاريخي يا خارجي استخراج مي‌شوند؛

۲ـ موارد ساختگي يا فرضي كه براي مخاطب قرار دادن موضوعات و مسائل خاص يا استفاده در كارگاه‌هاي آموزشي مورد توجه قرار مي‌گيرند؛

۳ـ موارد كار ميداني كه مي‌تواند از طريق مصاحبه‌هايي با شركت كنندگان در اجتماع انجام شود.[۶۲]

نحوه انجام مطالعه موردي به صورت زير است:

۱ـ آموزگار مورد مطالعه را براي فراگيران شرح مي‌دهد و همچنين منظور و هدف از ارائه كردن آن مورد را بيان مي‌نمايد؛

۲ـ متن مورد مطالعه را ميان فراگيران منتشر و پخش مي‌كند؛

۳ـ ليستي از سوالات و مسائلي كه بايد شركت كنندگان در مورد آن پس از مطالعه موردي بحث كنند بر تخته نوشته مي‌شود؛

۴ـ مطالعه موردي مي‌تواند به‌طور فردي، دو نفره يا در گروههاي كوچك انجام شود؛

۵ـ پاسخ‌هاي شركت‌كنندگان به سوالات و مسائل بررسي مي‌شود و نكات يادگيري از آنها استخراج مي‌گردد.[۶۳]



۱ـ۳ـ بيان خلاق*

بيان خلاق موضوعات به واقعي‌تر و ملموس‌تر شدن مفاهيم كمك مي‌كند و موجب مي‌شود. مفاهيم انتزاعي، شخصي شوند و بر نگرش‌ها اثر مي‌گذارد. استفاده از اين روش تنها محدود به كودكان يا گروههاي كم‌سواد نمي‌باشد و دانشگاهيان و ساير اقشار را نيز فرا‌مي‌گيرد. براي بيان خلاق مي‌توان از روش‌هاي مختلفي استفاده نمود. نظير:

۱ـ نوشتن ـ استفاده از شعر، داستان، مقاله يا نامه، همگي منابعي هستند كه مي‌توانند براي بيان مسائل حقوق بشري استفاده شوند؛

۲ـ هنرهاي تجسمي ـ نقاشي، تصاوير متحرك (انيميشن)، مجسمه سازي، عكس، پوستر، پرچم، مواردي هستند كه مي‌توانند كمك به افزايش آگاهي‌هاي حقوق بشري نمايند؛

۳ـ موسيقي ـ امكانات موسيقي براي فراگيري بسيار گسترده مي‌باشند. همه گروههاي سني به آوازهايي كه الهام‌بخش، انرژي‌دهنده و به ياد آوردنده پيام انقلاب‌هاي تاريخي براي برقراري عدالت هستند پاسخ مي‌دهند.[۶۴]





۱ـ۴ـ روش پرسش و پاسخ*

پرسش و پاسخ، فني است كه مي‌تواند در كليه روش‌هاي تدريس و فعاليت‌هاي آموزشي به‌كار رود. بويژه، هنگامي‌كه معلم مي‌خواهد دانش آموز را به تفكر در‌باره مفهومي جديد يا بيان مطلبي كه آموخته است، تشويق كند.[۶۵] دراين روش سوالهاي برنامه‌ريزي شده، فعاليت ذهني شاگردان را در مسير مطالب و مفاهيم جديد قرار داده، آن را هدايت مي‌كنند تا خودشان به كشف مفاهيم جديد توفيق يابند. معلم بايد ترتيبي اتخاذ كند كه همه شاگردان در جريان فعاليت‌هاي آموزشي قرار گيرند و فعالانه به انديشه و پاسخ بپردازند. از طرف ديگر، معلم بايد به شاگردان فرصت كافي براي تفكر و تامل و پاسخ دادن بدهد. بايد از طرح سوالات متعدد به يكباره و يا سوالات مبهم اجتناب نمود.[۶۶]

آموزش مشاركتي، معلمان را تشويق به استفاده كردن از سوالاتي كه باز هستند و فقط يك جواب درست ندارند، بلكه به تجزيه و تحليل و ارزيابي اطلاعات مي‌پردازند توصيه مي‌كند. انواعي از سوالات باز عبارتند از:

ـ سوالات فرضي؛ مثلاً، شما چه انجام مي‌داديد اگر ...

ـ انديشيدن؛ مثلاً، چطور ما مي‌توانيم به حل كردن اين مشكل كمك كنيم؟

ـ جستجو كردن عقايد؛ مثلاً، در اين‌باره چه فكر مي‌كنيد يا در اين مورد چه احساسي داريد؟

ـ بررسي كردن عقايد؛ مثلاً، چرا شما اين‌طور فكر مي‌كنيد؟

ـ واضح و خلاصه كردن؛ مثلاً، من درست مي‌گويم در مورد اينكه شما چه فكر مي‌كنيد كه ...

مي‌توان نظرات شركت‌كنندگان را خلاصه كرد و از آن نتيجه‌گيري نمود. سوالات مي‌توانند به برانگيختن علاقه و تعيين كردن سطح دانش شركت‌كنندگان و تجارب قبلي‌شان در ارتباط با موضوع كمك كنند.[۶۷]





۲‌ـ شبيه سازي‌ها

۲ـ۱ـ روش ايفاي نقش* (نمايش)**

روش ايفاي نقش را مي‌توان براي تجسم عيني موضوعات و درس‌هايي كه براي نمايشنامه مناسب هستند، به‌كار گرفت. در اين روش، فرد يا افرادي از شاگردان موضوعي را به‌صورت نمايشنامه اجرا مي‌كنند. فنون نمايشي به‌دليل آنكه تمركز حواس و ارتباط عاطفي بيشتري در آنها برقرار مي‌شود، يادگيري را افزايش مي‌دهند.[۶۸] ايفاي نقش، بويژه براي آن تدوين شده است تا موارد زير را رشد دهد:

الف) تحليل ارزش‌ها و رفتار فردي؛ ب) ايجاد راهبردهايي براي حل مسائل ميانفردي و فردي؛ ج) رشد همدلي نسبت به ديگران.[۶۹] همچنين از اين روش مي‌توان به‌منظور تجربه كردن يك موقعيت ناآشنا مثل پناهندگي و افزايش درك و توسعه آگاهي‌ها و توجه به نقطه نظرات متفاوت (براي مثال عمل كردن در نقش فرد مرتكب جرم، شاهد يا مدافع) استفاده كرد.[۷۰] براي روش ايفاي نقش ۹ مرحله پيشنهاد مي‌شود:

مرحله ۱) گرم كردن گروه، شامل شناسايي يا معرفي مسئله؛ مرحله ۲) گزينش شركت‌كنندگان؛ مرحله ۳) پردازش صحنه؛ مرحله ۴) آماده ساختن مشاهده‌گران؛ مرحله ۵) نمايش؛ مرحله ۶) بحث و ارزشيابي؛ مرحله ۷) نمايش دوباره، شامل ايفاي نقش‌هاي اصلاح شده؛ پيشنهاد مراحل بعدي يا جانشين‌هاي رفتاري؛ مرحله ۸) بحث و ارزشيابي؛ مرحله ۹) تجارب مشترك و تعميم شامل ارتباط موقعيت داراي مسئله به تجربه واقعي و مسائل جاري؛ كشف اصول كلي رفتاري.[۷۱]

از ميان انواع روش‌هاي نمايشي مي‌توان به تئاترهاي خياباني اشاره كرد كه به‌منظور افزايش آگاهي‌هاي عمومي در زمينه حقوق بشر بويژه در ميان تماشاچيان كم‌سواد مي‌تواند مورد استفاده واقع شود. نمونه ديگر تئاتر عروسكي است كه مي‌توان براي ارائه موضوعات حقوق بشر از آن استفاده كرد.[۷۲]





۲ـ۲ـ روش شبيه‌سازي*

روش شبيه‌سازي مشابه روش ايفاي نقش مي‌باشد با اين تفاوت كه شبيه سازي‌ها طولاني‌تر هستند و مي‌توانند ساعتها به طول انجامند و نيز در شبيه‌سازي بازيگر به جاي خودش بازي مي‌كند و وانمود به بازي به‌جاي ديگري نمي‌كند. چون شبيه‌سازي‌ها افراد زيادي را شامل مي‌شوند، بايد شركت كنندگان نقش خود و ديگران را خوب متوجه شوند و با گذشته و سابقه نقش نيز آشنا شوند تا بتوانند نقشي را كه قرار است تجربه كنند با واقعيت خارجي و جهاني آن مقايسه و تطبيق كنند.[۷۳] الگوي شبيه‌سازي چهار گام دارد: گام اول جهت‌دهي است كه در آن عنوان كلي شبيه‌سازي و مفاهيمي كه قرار است در شبيه‌سازي وارد شوند توضيح داده مي‌شود. گام دوم: مهارت آموزي به شركت كننده است كه شامل برقرار كردن و هدايت صحنه كار شبيه‌سازي است. گام سوم اجراي شبيه‌سازي است و گام چهارم توضيح بعدي است كه شامل خلاصه كردن رويدادها و ادراكات، تجزيه و تحليل فرآيند، مقايسه فعاليت شبيه‌سازي با جهان واقعي مي‌باشد. الگوي شبيه‌سازي، در خلال فعاليت واقعي و در جريان بحث‌هاي پس از آن، انواعي از نتايج آموزشي از جمله فراگيري مفاهيم و مهارتها، همكاري، تفكر انتقادي و تصميم‌گيري؛ همدلي، آگاهي از سيستمهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي، احساس اثر بخشي را آموزش داده و پرورش مي‌دهد.[۷۴] از اين روش، در بيشتر دانشگاه‌هاي دنيا، بويژه براي تشويق دانشجويان حقوق بين‌الملل، روابط بين‌الملل و علوم سياسي در يادگيري مباحث نظري و اجراي آموخته‌هاي درسي به‌منظور تقويت مهارت‌هاي آنها در امور سياسي و كسب آمادگي براي بر‌عهده گرفتن نقش‌هاي متعدد استفاده مي‌شود.[۷۵]



۳‌ـ الگوهاي تدريس گروهي (اجتماعي)

۳ـ۱ـ روش مناظره و مذاكره**

مناظره كمك به روشن شدن مواضع متفاوت در مورد يك مسئله جدال‌انگيز مي‌كند. همچنين به تقويت مهارتهاي شنيداري، گفتاري، تفكر منطقي و تحليل كمك مي‌نمايد. همه شركت‌كنندگان در يك مناظره بايد بتوانند نظرشان را به نفع يا عليه يك مسئله بيان كنند و در مورد مواضع‌شان بحث و گفتگو نمايند. به‌طور كلي مذاكرات به دو دسته رسمي و غير‌رسمي تقسيم مي‌شوند:

۱ـ مذاكره رسمي ـ شامل يك موضوع براي بحث، آمادگي براي بحث، بيان مواضع، رد مواضع، خلاصه‌سازي نظرات و راي‌گيري مي‌باشد.

۲ـ مذاكره غير رسمي ـ از شركت كنندگان خواسته مي‌شود كه در مورد يك مسئله تا حل كامل آن نظراتشان را بيان كنند. شركت كنندگان به دو گروه تقسيم مي‌شوند. اعضاي هر گروه نظراتشان را بيان مي‌كنند، به اين صورت كه شخص الف يك علتي را براي حمايت يك مسئله بيان مي‌كند. شخص ب با دقت نظر او را گوش مي‌دهد و خلاصه مي‌كند يا مجدداً دليل فرد الف را بيان مي‌كند و يا نظري مخالف او مي‌دهد و به همين ترتيب تا هر فردي حداقل يك بار فرصت بيان نظر خود را داشته باشد. مي‌توان در روش شبيه‌سازي و بازي نقش‌ها در اختلافات كارگري ميان كارگران و كارفرمايان و يا تعارضات خانوادگي و ... نيز از روش مناظره استفاده كرد. در مذاكره آنچه مهم است حل اختلاف است و برنده و بازنده بودن مطرح نيست. اين مناظره‌ها به افزايش مهارت‌هاي مربوط به حل و فصل تعارضات و ايجاد توافق (اجماع‌سازي)* كمك مي‌نمايد.[۷۶]



۳ـ۲ـ روش مباحثه و انواع آن

روش مباحثه يكي از كهن‌ترين روش‌هايي است كه در طول تاريخ تعليم و تربيت به كار رفته است. روش مباحثه انواع مختلفي دارد كه در زير به آن اشاره مي‌شود:



الف ـ بحث كنترل شده توسط معلم

الگوي بحث كنترل شده بدين قرار است: معلم ـ شاگرد ـ معلم. با اين الگو ابتدا معلم فراگيران را به طرح مسئله يا سوال ترغيب مي‌كند. سپس يكي از دانش آموزان موضوعي را با اجازه معلم مطرح مي‌سازد. معلم در رابطه با آن موضوع پاسخ مي‌دهد. گفتگوي بين آن دو تا جايي كه معلم لازم بداند ادامه مي‌يابد. سپس محصل ديگري وارد بحث مي‌شود و اين بار معلم بحث را با وي دنبال مي‌كند. اين گفتگوي دوجانبه بين معلم و شاگرد ادامه مي‌يابد. در اين روش معلم ضمن اينكه بحث را هدايت مي‌كند، كنترل كامل آن را نيز برعهده دارد و شاگردان مجاز نيستند بدون اجازه وي وارد بحث شوند.





ب ـ بحث آزاد

در اين روش معمولاً معلم با طرح يك سوال يا بيان مطلبي بحثي را آغاز مي‌كند و دانش‌آموزان را براي مشاركت در بحث، آزاد مي‌گذارد. شاگردان به محض اينكه خود را آزاد مي‌يابند براي اظهارنظر و شركت در بحث از يكديگر سبقت مي‌گيرند و گفتگوي بين آنان با شور و شوق فراوان ادامه مي‌يابد. در پايان، معلم با جمع‌بندي نظرات نتيجه‌گيري مي‌كند.[۷۷]



ج ـ روش بحث گروهي

روش بحث گروهي گفتگويي است سنجيده و منظم درباره موضوعي خاص كه مورد علاقه مشترك شركت‌كنندگان در بحث است. روش بحث گروهي براي كلاس‌هايي قابل اجرا است كه جمعيتي بين ۶ تا ۲۰ نفر داشته باشند. درصورت بالابودن جمعيت كلاس بايد آنها را به گروههاي كوچكتر تقسيم نمود. در اين روش، معمولاً معلم موضوع يا مسئله خاصي را مطرح مي‌كند و شاگردان درباره آن به بحث و اظهار نظر مي‌پردازند و در نهايت نتيجه مي‌گيرند.[۷۸]

ترتيب قرارگرفتن و نشستن شركت كنندگان در بحث گروهي در نوع ارتباط موثر است.[۷۹] نحوه نشستن بايد كنش متقابل و مشاركت را تشويق كند. طرز نشستن به شكل دايره يا نيم دايره به گونه‌اي كه افراد بتوانند يكديگر را ببينند، ترجيح داده مي‌شود.[۸۰] قاعدتاً اداره كننده يا رهبرگروه كمتر از ساير اعضا صحبت مي‌كند. رهبر گروه هنگامي‌كه تشخيص مي‌دهد، گفتگوها از موضوع خارج مي‌شوند بحث را به مسير اصلي باز مي‌گرداند. همچنين رهبر گروه بايد مراقب باشد كه افراد خاصي بحث را به خود اختصاص ندهند و همه افراد را به شركت در بحث تشويق كند.[۸۱] همچنين فضاي حاكم بر جلسه توام با احترام متقابل و احساس امنيت و امانت باشد.

اين روش فرصت مناسبي به آموزگاران مي‌دهد تا از نگرش‌هاي فراگيران در زمينه مسائل حقوق بشر آگاه شوند.[۸۲] همچنين به شاگردان فرصت مي‌دهد تا نظرات، عقايد و تجربيات خود را با ديگران در ميان گذارند و انديشه‌هاي خود را با دلايل مستند بيان كنند[۸۳] و نيز امكان مناسبي براي تمرين كردن مهارت‌هاي مربوط به همكاري‌هاي گروهي، نظير صحبت كردن در جمع، خوب شنيدن، رعايت حقوق سايرين فراهم مي‌كند.[۸۴]



۳ـ۳ـ روش گردش علمي*

روش گردش علمي گامي براي مطالعه جامعه است كه با توجه به هدفهاي معين آموزشي، از طرف معلم و فراگير طراحي و تنظيم مي‌شود.

ملاقات كردن افراد و مكان‌هاي جديد كه معمولاً در جوامع ناشناخته باقي مانده‌اند يادگيـري را افزايش مي‌دهد. اين بازديدها مي‌تواند از مكان‌هايي صورت گيرند كه به توسعه حقوق بشر مي‌پردازند؛ مثل بيمارستان‌ها، زندان‌ها، و يا مكان‌هايي كه در آنها تلاش مي‌شود كه از نقض حقوق بشر جلوگيري شود و از قربانيان اين نقض‌ها حمايت شود؛ نظير سازمان‌هاي غيردولتي و ادارات دولتي حمايت‌كننده افراد بي‌خانمان و آسيب‌پذير. گردش علمي را از نظر برنامه‌ريزي مي‌توان به سه مرحله تقسيم كرد:

الف) فعاليت‌هاي قبل از رفتن به گردش علمي.[۸۵] در اين مرحله شركت كننده را بايد براي ملاقات آماده كرد. براي مثال سوالاتي كه شاگردان در ضمن گردش علمي بايد پاسخ گويند دقيقاً تهيه، تنظيم و تكثير شود و يا اطلاعاتي راجع به سابقه موضوع مورد نظرداده شود و وظايف هريك از شاگردان در جمع‌آوري اطلاعات و مدارك معين شود.[۸۶]

ب) فعاليت‌هاي ضمن گردش علمي. معلم بايد بازديد را طبق برنامه زماني پيش برد و فراگيران را دريافتن پاسخ سوالاتشان ياري كند، جريان بازديد را به‌گونه‌اي هدايت كند كه همه شاگردان درجمع‌آوري اطلاعات شركت فعالانه داشته باشند.

ج) فعاليت‌هاي پس از گردش علمي. معمولاً در فعاليت‌هاي پس از گردش علمي است كه يادگيري طبقه‌بندي و تثبيت مي‌شود.

فعاليت‌هاي بعد از گردش علمي وسعت و عمق بهره‌گيري شاگردان را از گردش علمي روشن مي‌سازد.[۸۷] اين موضوع موقعي صادق است كه راههاي مناسبي براي پاسخ دادن به تجربه آموزشي فراهم شود. براي مثال انتشار مجله، بحث‌هاي گروهي كوچك، بيان خلاق نظير نثر، نظم، داستان و نمايشنامه در كلاس ارائه شوند.[۸۸] نگارش خلاقانه آنچه اتفاق افتاده است معمولاً نشان‌دهنده موفقيت گردش علمي است.

با شركت در تهيه گزارش و بحث پيرامون گردش علمي، شاگردان قادر خواهند بود تا نتايج گردش علمي را به‌عنوان تجربه شخصي خود قلمداد كرده، يادگيري خود را تقويت نمايند.

بيشترين محاسن اين روش را مي‌توان در پيوند فعاليت‌هاي آموزشي با جامعه، كسب تجارب واقعي و فعال بودن شاگردان دانست، و از محدوديت‌هاي آن مي‌توان به عدم تكافوي امكانات، نياز به زمان بيشتر، و برهم زدن برنامه رسمي مدرسه اشاره كرد.[۸۹] براي مثال، مي‌توان به بازديد دانشجويان حقوق بشر دانشگاه تهران « از خانه كار كودك» و « انجمن حمايت از كودكان» اشاره كرد.



۴ـ الگوهاي تدريس انفرادي

۴ـ۱ـ روش پروژه تحقيقي (طرح)*

طرح‌ها تحقيقات مستقلي هستندكه به شركت كنندگان اجازه مي‌دهند موضوعي را عميقاً بررسي كنند و نتايج و يافته‌هاي خود را با ديگران سهيم شوند. چند نكته مهم در اين روش وجود دارد:

۱. به شركت كنندگان بايد كمك شود كه موضوعاتشان را به‌طور دقيق و روشن معين كنند[۹۰] طرح بايد جنبه مسئله‌اي داشته باشد؛ يعني، بايد مسئله‌اي در ذهن شاگردان به وجودآيد تا آنان درحل آن كوشش كنند[۹۱] و نيز مي‌تواند به صورت يك سوال مطرح شود؛ مثل اينكه رفتار پناهندگان هنگامي كه به مرز مي‌رسند چگونه است؟

۲. اهداف، روش‌ها، محدوده‌هاي زماني انجام مراحل كار، منابع و وسايل بايد مشخص شوند.

۳. روشي كه از طريق آن نتايج كار مي‌تواند ارائه شوند بايد مشخص گردد؛ مثل گزارش كتبي، نمايشگاه، بيان خلاق و هنرمندانه، پوستر، پايگاههاي اينترنت. همچنين بايد امكاني فراهم شود تا نتايج اين طرح‌ها به‌طور عمومي به ديگران ارائه شود.

۴. محور طرح بايد فعاليت شاگرد و انگيزه دروني او باشد و معلم بايد به‌عنوان سرپرست و راهنما، ناظرفعاليت‌ها باشد.

براي انجام طرح‌هاي تحقيقاتي مي‌توان از منابع كتابخانه‌اي، همچنين مصاحبه‌ها و منابع اينترنتي كه در زمينه آمارها، اسناد و مقالات حقوق بشر بسيار غني هستند، استفاده نمود.[۹۲]



۴ـ۲ـ روش مصاحبه*

انجام مصاحبـه مـوجب مي‌شود كه فراگيـري به‌صورت مستقيم انجام شود و مسائل حقوق بشر به صورت شخصي درآيند و از حالت مسائل انتزاعي و مجرد خارج شوند. مصاحبه مي‌تواند با اعضاي يك خانواده، افرادي از جامعه، فعالان حقوق بشر، متخصصان و يا شاهدان وقايع مربوط به نقض حقوق بشر و غيره انجام شود.

فراگيراني كه در روند انجام مصاحبه شركت مي‌كنند بايد نسبت به اهداف مصاحبه و نتايجي كه از انجام آنها انتظار مي‌رود آگاه بشوند. همچنين بايد سوالات را قبل از انجام مصاحبه آماده كرد. سوالات بايد دقيق و روشن و بدون ابهام باشند و به گونه‌اي تنظيم شوند كه بتوان اطلاعات مورد نظر را از پاسخ آنها استخراج كرد. انجام مصاحبه با شاهدان عيني وقايع تاريخي نظير انقلاب‌ها، جنگ‌ها، كشتارهاي دسته جمعي... مي‌تواند تصوير دقيقي از يك مسئله يا واقعه را منعكس سازد. دراين موارد نيز مصاحبه‌كنندگان را بايد از قبل با سابقه موضوع آشنا نمود. مي‌توان نتايج اين مصاحبه‌ها را منتشر ساخت كه كمك به افزايش آگاهي نسبت به آن وقايع تاريخي مي‌نمايد.[۹۳]



ب‌ـ روش آموزشي معلم ـ محور

روش‌هاي سخنراني**

روش سخنراني در نظامهاي آموزشي، سابقه‌اي طولاني دارد. ارائه مفاهيم به‌طور شفاهي از طرف معلم و يادگيري آنها از طريق گوش‌كردن و يادداشت برداشتن از طرف شاگرد، اساس كار اين روش را تشكيل مي‌دهد.[۹۴] امروزه اين روش صور و شكل‌هاي مختلفي يافته است كه در زير به برخي از آنها اشاره مي‌شود:



۱ـ دعوت از افراد براي سخنراني

مي‌توان از افرادي با تخصص‌هاي خاص در زمينه حقوق بشر دعوت نمود كه براي شركت كنندگان سخنراني نمايند. براي مثال از روزنامه نگاران و يا محققان به سبب داشتن اطلاعات با ارزش در اين زمينه و يا بعضي كارشناسان مثل قضات و يا كارمندان سازمان‌هاي غيردولتي و يا پزشكان متخصص و يا به دليل تجارب خاص مثل زندانيان و پناهندگان دعوت به سخنراني نمود.



۲ـ دعوت از هيات‌هاي رسمي و غيررسمي

به‌منظور بهتر گوش‌كردن شركت كنندگان و افزايش يادگيري بايد سعي شود كه سخنراني‌ها كوتاه باشند و سخنرانان با يكديگر تعويض شوند. پيشنهاد مي‌شود كه بهتر است اين سخنرانان بتوانند با شركت كنندگان به‌طور شخصي‌تري نيز ارتباط برقرار كنند. مثلاً با ترتيب دادن يك بحث گروهي كوچك يا يك عصرانه مشترك. تفاوت ميان هيات‌هاي رسمي و غيررسمي درنحوه برقراري ارتباط اعضا با يكديگر و كنش‌هاي متقابل هيات با هم و با شركت‌كنندگان مي‌باشد. مثلاً اعضاي هيات‌هاي رسمي يكديگر را مخاطب قرار نمي‌دهند.

در اين روش مي‌توان زماني را براي طرح سوالات شركت‌كنندگان اختصاص داد. سوالات مطرح مي‌شوند و از اعضا هيات دعوت مي‌شود كه هركدام مي‌خواهند به آنها پاسخ گويند. به‌طور‌كلي سخنرانان زمان كمي را در اختيار دارند.



۳‌ـ سخنراني‌هاي شركت كنندگان

ممكن است شركت كنندگان به فرصت‌هايي براي ارائه تحقيقاتشان و يا شرح تجارب و يا بيان عقايدشان نياز داشته باشند. اداره‌كنندگان اين جلسات بايد براي اين سخنراني‌ها زمان‌بندي مناسبي انجام دهند به‌گونه‌اي كه همه افراد مورد نظر زماني براي ارائه مطالب خود داشته باشند و فردي تمام يا بيشتر زمان جلسه را به خود اختصاص ندهد.[۹۵]

اگرچه اين روش داراي مزايايي است از قبيل اينكه در استفاده از زمان صرفه‌جويي مي‌شود، كم هزينه است و مناسب براي كلاس‌هاي پرجمعيت مي‌باشد، اما داراي معايبي نيز مي‌باشد به سبب آنكه در واقع روشي معلم ـ محور است و معلم تنها متكلم وحده محسوب
مي‌شود و شاگردان چندان فعال نيستند و تنها از حس شنوايي خود استفاده مي‌كنند. همچنين در اين روش به تفاوتهاي فردي فراگيران توجه نمي‌شود و آموزش‌ها در يك سطح براي همه شركت‌كنندگان ارائه مي‌شود.[۹۶] بنابراين به‌نظر مي‌رسد كه از اين روش در آموزش حقوق بشر كه فضاي يادگيري بايد پويا و فعال باشد نبايد به‌طور دائمي و مستمر استفاده شود، بلكه بايد از روش‌هايي كه در آنها به فراگير اجازه مشاركت و فعاليت بيشتري داده مي‌شود، استفاده نمود.



ج ـ استفاده از ابزارها و وسايل براي آموزش

۱ـ روش استفاده از رايانه و اينترنت

امكان استفاده از كامپيوتر در آموزش بر مبناي واقعيتي ساده و اساسي استوار است، مبني‌بر اينكه يادگيري تا حد قابل ملاحظه‌اي مبتني بر پردازش اطلاعات است.[۹۷] اينترنت نيز يكي از ابزارها و مفاهيم نوين اطلاع‌رساني و فناوري اطلاعات مي‌باشد كه به سرعت توانسته است همه ابزارهاي سنتي اطلاع‌رساني را متاثر نمايد و توانمندي‌هاي جديدي را براي توسعه فناوري ارتباطات و اطلاعات به ارمغان آورد.[۹۸]

به انجام آموزش با استفاده از ابزارهاي فناوري الكترونيك، نظير كامپيوتر و اينترنت «آموزش الكترونيك»* مي‌گويند. اين نوع از آموزش هم در حوزه‌هاي آموزش رسمي و هم غير‌رسمي كارآيي دارد.[۹۹] استفاده از كامپيوتر دستيابي به آموزش را براي گروهها و سطوح مختلف