|
جنايت خانوادگي روشي براي تقسيم مسووليت ارتكاب جرم |
|
|
|
نویسنده روزنا - علي اسلامينصب
|
|
۰۴ تير ۱۳۸۷ |
|
غريزه پرخاشگري معطوف به درون است اگر خشم انسان برانگيخته شود و فرد نتواند آن را در چارچوب تفكر، تدين و تقوي كنترل كند، معطوف به بيرون ميشود و رفتاري را ايجاد ميكند كه در نهايت منتهي به آسيب زدن به ديگران ميشود. جنايتهاي خانوادگي معمولا در خانوادههاي ناسالم و فاقد حريمهاي رواني و بيتوجه به قوانين و مقررات رخ ميدهد.
در اين خانوادهها ميل زندگي و ميل جنسي در مسير درستي هدايت نشده است به همين خاطر عمل تخريبي آسيب رساندن به ديگران انجام ميشود. افرادي كه مرتكب اين قتلها ميشوند عمدتا از فقر اقتصادي، هوش پايين، شخصيت بيمار و... رنج ميبرند.
وقتي تمامي اين عوامل كنار يكديگر قرار ميگيرند، بايد در جايي خود را نشان داده و خارج شوند. بدين ترتيب ميتوان گفت افرادي كه چارچوبهاي درستي براي ارضاي اميال خود ندارند احتمال خودتخريبي و ديگرتخريبي در آنها قوت ميگيرد. نقشه قتل يك عضو خانواده چه از پيش تعيين شده و چه لحظهاي باشد، ميتواند دلايل و انگيزههاي مختلفي از سوي عامل آن داشته باشد. بهطور كلي ميتوان گفت افرادي كه به طور شخصي و مستقيم براي از بين بردن عضو ناسازگار خانواده اقدام ميكنند عمدتا اشخاصي هستند كه به منابع قدرت متصل نيستند و اعتمادي به قوانين ندارند، دچار اختلالات شخصيت ضداجتماعي هستند و نقشه جنايتهاي خانوادگي معمولا براي تقسيم مسووليت ارتكاب جرم و از بين بردن احساس گناه و شرم طراحي ميشود. عاملان اين جنايتها آموزشهاي اخلاقي لازم را نديدهاند، ارزشها را نميشناسند، اعتماد بين فردي ميانشان وجود ندارد، اعتماد به نفسشان ضعيف است، پاداش و تنبيه متناسب با رفتار دريافت نكردهاند، دچار اعتياد و فقر هستند، سطح احساس گناه در آنها پايين است. برنامهريزي و ميل به زندگي در اولويت آنها قرار ندارد، در فضاي كوچكي زندگي ميكنند و تشخيص درستي از جرم ندارند. شايد هم چندينبار تجربه بازداشت داشته باشند
|